پرواز حافظه

یادداشتهای روزانه -داستانهای کوتاه

دلجویی از عزیز دلم

سلام عزیزم

اگر می بخشی منو دلجویی کنم می د ونم می بخشی تو که از من جدا نیستی تو خود منی ...تو مثل خونمی مثل جایی که می شینم با دوستام گپ می زنم سروصد ا راه می اندازم  ...همون جایی که خودمو برای نزدیکانم  لوس می کنم یادم میره چند سالمه رو پاشون می شینم و چرندو پرند می گم تا بخندونمشون شادشون کنم دردو دل کنم  ..تو مثل همون جایی هستی که  شیطنت می کنم داد میزنم ...می رقصم وای نه عزیز دلم تو برام بالاتر از این حرفایی  دنیایی هستی که خودم ساختمت تو گاه نزدیکتر از دوستانمی. تو اون دوست نداشته ای هستی باید می بودی ..تو ثبت احساسمی احسای که گاه منو می خندونه و گاه اشکمو در میاره ...تو رد پای لحظه هایی هستی که برام ثانیه به ثانیه مقدسند ..پراز درسندو پند برام ...چی بگم ؟که چرا بهت سر نزدم...بگم گرفتار بودم کنکور داشتم طرح داشتم ...نه عزیزم وقتی تورو فراموش می کنم یعنی فاجعه یعنی خودم رو فراموش کردم یعنی تمام پروازهای خافظه ام پرواز کردند و من ثبتشون نکردم ...وبلاگ عزیزم ..دنیای مجازی من... من رو ببخشش ..می بخشی ..می بوسمت

+   ز-رستمی ; ۱٢:۳۳ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٩ اسفند ۱۳۸۸

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir