برداشت اول

برداشت اول

 پدر در حال خواندن روزنامه است.پشت میز نشسته .خسته می شود بلند می شود وکمی در اتاق قدم می زند.سیگاری روشن می کند.پنجره اتاق که رو به کوچه است را باز می کند.رنگش می پرد فریاد می کشد وای خدای من سراسیمه و ناراحت:علی چیکار می کنی.تو پسر.............

سراسیمه به سمت کوچه می دود .صدای پدر و پسر در راه پله بلند می شودو مادر در پاگرد ایستاده و گوش میدهد و بعد آنها را صدا می زند:چی شده چه خبرتونه بیاد بالا.

هردو وارد اتاق می شوند .پدر رو به پسر:اون کی بود ....این چه دوستاییه که تو داری

مادر-چی شده      پدر -داشتم از پنجره نگاه می کردم علی با دوستش ایستاده بود دوستش سیگارشو گرفت جلوی لب علی ....سیگار می کشیدند.

علی -ای بابا حالا خوبه خودت دیدی ...اره گرفت جلوی لبم ولی من نکشیدم وبهش گفتم برو کنار نمی کشم.

پدر-نه نه کشیدی خودم دیدم ...اصلا من بوی سیگار میدم بزار مامانت بوت کنه

مادر -ول کن دیگه بوی خودته علی بو نمیده

علی -بابا خودت اونقدر سیگار کشیدی که نمیتونی تشخیص بدی که دهنم بو میده یا نه

علی راست می گفت سیگاری نکشیده بود ودوستش را از خود رانده بود .پدر کمی مکث می کند دیگر نمی نواند حرفی بزند به ناچار تسلیم می شود و در نگرانی پسر سیزده ساله اش می ماند و ناراحت است ازاینکه نمی تواند خیلی قاطع به پسر اعتراض کند.

/ 5 نظر / 20 بازدید
اولدوز فضلعلی

سلام زهرا جان. خوبید؟ خیلی خوشحالم که در شهر شما هممثل شهر ما پر از این فضاهاست[چشمک] خیلی قلم زیبایی دارید. اون داستان صبحانه با یه بوس اضافه .... خیلی قشنگ بود و خانم ها که می دونید احساساتین و اشک منم در اومد.. خداوند همه رو بیامرزه

لعیا

به گمانم نوشتن بزرگترین لذتی است که نصیب بشر شده. معجزه ای است در این نوشتن. و در این لحظه اعتراف میکنم که حسادت کردم... که میبینم.. میدانم... میشنوم... حس میکنم... ولی تویی که معجزه میکنی و می نویسی!

لعیا

به گمانم نوشتن بزرگترین لذتی است که نصیب بشر شده. معجزه ای است در این نوشتن. و در این لحظه اعتراف میکنم که حسادت کردم... که میبینم.. میدانم... میشنوم... حس میکنم... ولی تویی که معجزه میکنی و می نویسی!

لعیا

به این سایت سر بزن گلم: http://www.persian-language.org/Group/Criticism.asp?ID=620&P=9

لعیا

دوست جونم هوارتا هزارتا گیلاس تا بازم تولدت مبارک... شاد باشی و شاد باشی و شادترین.... مممم بووووووس گنده دلم برات تنگ شده دخمل وقتی میام اینجا سر میزنم ...خوندن مطالبت مثل گپ زدن های شیرینمون برا رفع دلتنگی موثره!